سلام.
این سلسله را به یاد دارید؟ در دوسال گذشته، هر مارچ، برای هشت روز از زنان برجستهء زنده گی ام نوشته ام. زنانی که به من الهام بخشیده اند، زنانی که در شکل گیری شخصیت من نقش داشته اند و زنانی که من می ستایم.
سلسله امسال به زنان سرزمین من اختصاص دارد. آن زنان افغان که در این دوسال گذشته با آنها آشنا شده ام و یا فرصت داشتم بیشتر آنها را بشناسم.
سلسله امسال را یک روز دیرتر شروع کردم و یک روز دیرتر ختم خواهم کرد. برای برخی از بانوانی که در این سلسله در موردشان مینویسم، به دلایل مختلف نام مستعار به کار خواهم برد. انگیزهء این سلسله، تجلیل از توانایی شگفت انگیز، شجاعت مثال زدنی و مبارزه هر روزهء زنان افغان است. مبارزه برای انسان ماندن، زن ماندن و تاثیر گذاشتن.
1. بتول مرادی
بتول را سالهاست می شناسم. بتول، بی هیچ تردیدی، صبورترین و پایدارترین مبارزی است که از نزدیک می شناسم. بیش از چهارسال است که برای اعاده حیثیت اش و برای حفظ حضانت دو فرزندش می جنگد. نویسنده، فلمساز و نقاش است و خودش، بسیار شیواتر از من، داستان مبارزه اش را به قلم آورده ست.
شاید هزاران زن در افغانستان روزانه قربانی خشونت خانواده گی شوند. از میان این هزاران زن، ما فقط از سرنوشت چند نفر با خبر می شویم. چند نفری که جسارت کردند به دادخواهی برخیزند و فرصت این را داشتند که قصه های خود را به وسیله رسانه ها به ما متنقل کنند. از میان این چند نفر هم، عده کوچک تری هستند که میتوانند مبارزه را ادامه دهند.
بتول سالهاست مبارزه می کند. مبارزه ای نفس گیر، دشوار، در بسیار موارد نا امید کننده و بسیار طولانی. در این چند سال، درهای کمیسیون حقوق بشر را به رویش بستند، خیلی از مدعیان حقوق زن او را دعوت به سازش و تسلیم کردند (در مواردی خودم نیز این کار را کردم)، صاحبان قدرت سیاسی او را تحت فشار قرار دارند، محاکم دوسیه هایش را گم کرده و خودش را به مسخره گرفتند، دوستانش کم کم دیگر به تیلیفون هایش جواب نمیدادند و موج های شایعه و تهمت، برای لطمه زدن به شهرت اجتماعی او به راه افتاد و سازماندهی شد. روشنفکران در برابر بتول جبهه گرفتند و یا در بهترین مورد، "بی طرفی" اتخاذ کردند. همه به او اتهام "لجاجت" زدند. نظام امتیازدهی "اندیوالی" (رفاقت مردانه) رایج میان افغان ها که بر نقض همه اصول و ارزش ها از سوی دوستان و یا هم قبیله و هم قومان، چشم می پوشد، از شوهر سابق بتول با وجود همه حق تلفی ها و کجروی هایش حمایت کرد و همه نظام قضایی را در برابر بتول بسیج کرد. و بتول، ادامه داد. هر روز شکست میخورد و فردایش، دوباره، از صفر آغاز می کرد. در برابر قاضی های خشم گین ایستاد، با حارنوالان بد دهن گفتگو کرد، فحش و دشنام را بلعید و بعد از هر بار بر زمین افتادن، دوباره قد علم کرد.
بتول را اگر ببینی، در نگاه نخست، مشکل است باور کنی این زن چقدر جنگیده است، چقدر بی وقفه، پیگیر، شجاعانه، تنها. بتول کوچک اندام است. کم حرف. عمیق. مهربان. پر عاطفه. سرسخت. قوی. تسلیم ناپذیر.
بتول، تسلیم ناپذیر است. به زور باج نمیدهد. به وسیله هویتش، امتیاز نمی گیرد. حق میخواهد. قانونی. منصفانه. بر اساس همه موازین عدالت.
بتول، به من الهام می بخشد. به هر کسی که او را از نزدیک می شناسد، الهام می بخشد. بتول همچنان مرا شرمنده می کند، پایداریش در مبارزه، حق طلبی اش، جرئت اش، حوصله اش، تسلیم ناپذیریش، مرا شرمنده می کند. چون میدانم که اگر در موقعیت او قرار داشتم، با گزینه های آسانتر می رفتم، با گزینه ی کوتاه آمدن. جا خالی کردن در برابر زور. من قد خم می کردم در برابر آن همه فشار، آن همه تهدید، آن همه نا امیدی و همهء آن درهای بسته.
ولی بتول، ادامه داد. بتول ادامه میدهد.
و بتول، برای من یاد آوریست از شکست ناپذیری روح انسانی. از عظمت و تسلیم ناپذیری آنانی که برای عدالت می جنگند.
پیروزی بتول را آرزو دارم. خدا بتول را برای ما نگهدارد.