۱۳۹۱ تیر ۶, سه‌شنبه

تابستان

تابستان. گرم و خواب آلود. مبارزه برای بیداری. مبارزه با کرختی. کار، کار، کار. پلک های نیمه باز. هزاران بوتل آب. میوه کمک می کند.
تابستان، من کرختم. دستانم. شانه ام. دلم. هیچ نسیمی نمی وزد. هیچ چیزی شوری بر نمی انگیزد. سکوت. گرما. کرختی. 
قلمم کرخت است.
وبلاگم.