باز مارچ است. به زودی روز زن فرا می رسد. سنتی که سال گذشته در این وبلاگ آغاز شد، نوشتن از زنان مهم و تاثیر گذار بود، کسانی که شخصا بر من تاثیر گذاشتند. تا هم ادای دینی باشد، هر چند کوچک، به زنانی که زنده گی مرا غنا بخشیدند، و هم یادآوری باشد برای همه ما از سهمی که زنان در زنده گی تر کردن زنده گی دارند. سال پار، از زنانی نوشتم که با آنها زنده گی کردم، در کنارشان رشد کردم، و سعادت دوستی با آنها را داشتم.
امسال، از زنانی مینویسم که در کودکی و یا حالا، تخیل مرا مسحور کرده اند و برایم الهام آفرین بوده اند، از شخصیت های افسانه ای و اقعی. و زنانی که صدها سال قبل می زیستند، و یا حالا، در جهان امروز، برای صدها نفر الگو هستند.
-----
بلقیس، ملکه سبا
یکی از نخستین قصه های مادرکلانم که حالا به خاطر می آورم، قصه بلقیس بود. ملکه قدرتمند، با هوش و زیبا روی سبا. ملکه ای که سلیمان عاشقش شد. قصه، قصه سلیمان بود. قصه اینکه او چگونه دیوها را زیر نگین داشت، و قصه، در مورد هدهد بود، پرنده ای که ما شانه سرک می گفتیم و روی دیوارهای باغ پدر کلان می نشست، و تخیل مرا به صدها سال قبل، به زمان سلیمان و پرنده گان سخنگو می برد. همه اجزای قصه بلقیس و سلیمان برای من جالب بود. مسحورم می کرد. شاهی با قدرت های فراوان، پرنده ای سخنگو و رازدان، ملکه ای قدرتمند و زیبا. اما بیش از همه چیز، فکر می کنم نخستین تصورم را در مورد زنان و قدرت، قصه بلقیس شکل داد. مادر کلان قصه های بسیار می گفت که در آن، از شاهدخت ها، یاد می شد، شاهدخت های زیبا و شاهدخت های جسور. شاهدخت های با هوش. اما هیچ کدام آنها به اندازه داستان بلقیس مرا مسحور نکرد. شاید برای اینکه، قصه بلقیس را واقعی می دانستم. نامش را میدانستم. نام کشورش را. سلیمان را.
تصویر بلقیس مرا در کودکی مجذوب خود کرد و بعد، رد پایش را در تلمیحات ادبی یافتم و بعدتر، قصه کاملترش را خواندم. بلقیس، در یک مرحله، یکی از الهام بخش ترین چهره های کودکی من بود.
۵ نظر:
با طلب پوزش
املا زنده گی اشتباه است و باید زندگی نوشته شود
ناشناس گرامی.
برای من این تفاوت یک تفاوت سلیقوی است و من ترجیع میدهم زنده گی بنویسم.. تشکر از تذکر دوستانه تان.
سلام
آیا امکانش وجود دارد من در فضایی شخصی تر از شما چند پرسش بپرسم؟
من دانشجوی دکتری ادبیات فارسی هستم و علاقه مند به قلم بانوان افغان
با سپاس
پ.انصاری
سلام
از آشنایی با شما بسیار خرسندم
من پگاه انصاری هستم
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه سوربن فرانسه
تصمیم دارم درباره زنان نویسنده و داستان نویس افغان پایان نامه بنویسم
به کمک شما نیاز دارم
اگر اطلاعاتی درباره داستان نویسان زن افغان در داخل و خارج افغانستان در اختیارم بگذارید و اگر تمایل داشتید تلفنی یا با ایمیل با شما در ارتباط باشم
می دانم که جامعه فارسی زبان به داشتنتان می بالد
با سپاس
پگاه
سلام جناب انصاری
معذرت میخواهم اینقدر دیر به شما نوشتم. لطفا به saayahblogger@gmail. com آدرس ایمیل تان را بفرستید تلاش می کنم در حد توان پاسخ دهم.
ارسال یک نظر