۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه

انگیزه


دیر می‌شود
کاری باید کرد.

برف
راه را پوشانده است
باد
مثل همیشه نیست.

من
چیزهایی شنیده ام.

تا هوا روشن است
باید از این ظلمت بیهوده بگذریم
دارد دیر می‌شود.

من خواب دیده‌ام
تعلل
سرآغاز تاریکی مطلق است.
سید علی صالحی
این روزها، راهی برای مفید بودن یافته ام. بهانه ای برای امیدوار ماندن. شیوه ای برای جنگیدن. وگرنه این ظلمت، این پریشانی، این سردرگمی اجتماعی و سیاسی، فقط یاس می کارد در دل های ما، و هر روز، خبرها، آخرین رمق های شادی را از درون ما می مکد، و "کشته شدند ها" و "انفجارها" و "شکنجه ها" و "مصالحه ها" ی دروغین و وهم ناک، انگیزه  چشم بر روی صبح باز کردن، ادامه دادن، مهر ورزیدن، آباد کردن، را از تو می گیرد.
این روزها، انگیزه ی یافته ام. راهی برای خوب ماندن و تلاش برای بهتر کردن. یا حد اقل، از سمت نظاره گر منفعل بر آمدن. 

امیدوارم، این انگیزه بپاید و وسعت بگیرد و کمک مان کند در دل این ظلمت، روزنه ای برای نور بیابیم.
امیدوارم.
و می ترسم. میترسم این انگیزه کم دوام باشد. سراب باشد. نتوانم. نتوانیم.
ولی بیشتر از انکه می ترسم امیدوارم.

۳ نظر:

Unknown گفت...

سلام دوست عزیز این بار مقبول تر از همه پست هایت نویشتی. عالیست، زیبا می نویسی
www.beganna.blogspot.com

شب ستا گفت...

بیشتر از همیشه نمی دانم...

rafiqpoor گفت...

جهانگشائی، پس از هربار شکست با انگیزه تر از پیش شروع میکرد، چرا ما همین کار را نکنیم؟