۱۳۸۸ اردیبهشت ۶, یکشنبه

"برنامه سازماندهی شده"

گزارش بی بی سی را در مورد تحصن زنان در دایکندی خواندید؟ شوکه نشدید از این که به قول والی، اعتصاب زنان یک "برنامه سازماندهی شده" بوده است؟ شرم آور نیست که زنان در عوض خانه نشستن و گریه و زاری کردن، خواست های مشروعشان را در قالب یک "برنامه سازماندهی شده" ارائه کنند؟ آن هم در قالب تحصن؟ چه مادران بی مسئولیتی.. سلامتی کودکانشان هم قربانی این "برنامه سازماندهی شده" خواهد شد که خدا می داند چه کسی، کدام دشمن مردم و دین و جامعه، آن را سازماندهی کرده است...
شما "اتهام" والی دایکندی را چگونه تفسیر می کنید. به قول بی بی سی : "والی دایکندی اعتصاب زنان را یک "برنامه سازماندهی شده" عنوان می کند." من دو تفسیر دارم نخست اینکه توقع والی این بود که زنان به صورت سازماندهی نشده، خودبخودی و بی خبر از وجود یک دیگر تحصن کنند. حالا که آنها تحصن خود را سازماندهی کردند وهمه با هم در برابر زندان آمده اند، والی مجبور نیست به خواست های آنها توجه کند. تفسیر دوم: نگرانی والی از این است که این زنان که خودشان شعور و هوش تحصن و مبارزه مسالمت آمیز را ندارند، حتما آله دست کدام سازمانده بیرونی که مقاصد سیاسی دارد، قرار گرفته اند.این ظن والی به مقاصد سیاسی پشت پرده، بی توجهی او را به خواست های زنان معترض توجیه می کند.
این پاسخ والی دایکندی به تحصن زنان، روش جدید پرداختن به اعتراضات نیست، بلکه یک نمونه از نمونه های بی شمار پاسخدهی غیرمسئولانه دولت افغانستان به اعتراضات است.
هر زمانی که حرکت مسالمت آمیز در اعتراض به اقدامات دولت شکل می گیرد، دولت به جای پاسخ مستقیم و رسیده گی به درخواست های اعتراض کننده گان، آنها را متهم به "سیاسی" بودن، یا "سازماندهی" شده گی می کند . دولت با این اتهامات، میخواهد منتقدان خود را یک گروه شهروند بی کار و بی برنامه عنوان کند که دنبال شر می گردند و آنقدر احمق و نابالغ هستند که هر کسی میتواند آنها را به دنبال خواست های خود بکشاند و از آنها استفاده سیاسی کند. این روش بی اعتبار سازی منتقد و یا مخالف، در روابط روزمره هم دیده میشود. بارها کسانی (معمولا آقایانی) که من با آنها بحث می کردم به جای پرداختن به نظرات من، تلاش کرده اند با کوچک سازی من یا متهم کردنم به "غربزده" بودن، به "جوان و انقلابی" بودن، به "دور افتاده از واقعیت های عینی جامعه افغانستان" بودن، از گفتگوی مستقیم اجتناب بورزند.
اصل مسئله این است که یک اعتراض مسالمت آمیز، حتی اگر اهداف "پنهانی" کسب امتیازات سیاسی داشته باشد، اگر با رعایت اصول انسانی و بدون اهانت به شهروندان دیگر برگزار شود، مشروع است.در این موارد، دولت مکلف است به جای طفره روی، مستقیما به اعتراض بپردازد و به خواست های مشروع اعتراض کننده گان توجه کند..
..
پ.ن: اگر گاهی در طول زنده گی تان تصمیم گرفتید در افغانستان دست به اقدام جمعی بزنید، لطفا این کار را بدون "سازماندهی" انجام دهید تا به خواست های تان توجه شود... حالا از من نپرسید که چگونه میتوان بدون برنامه ریزی و سازمان دهی ، کار جمعی کرد.. من چی میدانم؟ فقط مقامات دولت افغانستان در این عرصه "کارشناس" هستند.

۸ نظر:

فراسو گفت...

سلام شهرزاد عزیز
خوب نوشته ای
تاجای من از دایکندی شنیدم می گویند که والی از حکومت امتیاز می گیرد و همواره خودش را مبارز اصلی در برابر سپاه پاسداران جاه می زند که از طرف ایران تقویت می شوند. اما من دقیق نمی دانم که واقعاً سپاه پاسداران چقدر در دایکندی فعالیت می کند. اما چیزی که واضح است این است که فساد در دایکندی بیداد می کند و مبارزه با سپاه پاسداران دلیل بر عدم اصلاحات در دایکندی و نیز تغییر و خلع قدرت شدن آقای ارزگانی نمی شود.
تحصن زنان در دایکندی به هر صورت اش یک حق مسلم هر شهروند است. سخن والی دایکندی واقعاً خنده دار و دور از شرف بود.

شاد زی

مشرقي گفت...

سلام شهرزاد گرامي
به مطلب خوبي اشاره فرموده ايد.
به نظرمي رسد همان برداشت دوم از حرفهاي جناب والي دايكندي درست باشد. شوربختانه كه گروههاي زر، زور وتزويردر افغانستان دست يكي كرده اند ودر تباني هم كارهارا به نفع هم پيش مي برد. واقعا اين گفته هاي جناب والي چه قدر مزخرف وغيرعملي به نظرمي رسد. در افغانستان حالا يك فرهنگ دربين دولتمردان ما به وجود آمده كه هيچ كس نبايد انتقاد كندورنه متهم به اين آن گروه وكشورخواهد شد. حتا اگرشما براي رفع تمام اختلافات نسخه ارايه بدهد بازهم متهم هستيد، چون اينها موقعيت وجايگاه خود را درخطرمي بينند. براي اين دسته ازمردم هيچ كاري وهيچ چيزي بسنده نيست. به نظرمن بايد ريسك را قبول كرد تا روزنه براي فراي بهتر پيدا شود.

Elham Gharji گفت...

سلام شهرزاد عزیز
کامنت خوب و هوشمندانه ی بود. ممنون.

رضا فرزام گفت...

شهرزاد عزیز سلام
یادداشت تان جالب وخواندنی بود.
موفق وسرفراز باشید....

یاسین رسولی گفت...

سلامی به شهرزاد،
خواستم در مورد این نوشته ات و جنبه های دیگر مرتبط با این موضوع چیزی در اینجا بنویسم اما طولانی شد و ناچار در وبلاگ خود آوردم. در این مورد با شما موافقم اما آنچه ترس از سامان در افغانستان است از ذهنیت، تجربه تاریخی و قانون در کشور ما نشات می گیرد.

حسن فریار گفت...

شهرزاد گرامی
به مسئله ای که خیلی ها ساده از کنارش می گذرد خوب دقیق شده اید . همانطور که گفتید در پس این حرف والی دایکندی یک فرهنگِ گریز از پاسخ گویی توسط مسئولین نهفته است .
این مشکل تمام صاحبان قدرت در جوامع جهان سومی و جهان چهارمی - افغانستان- است . هیچ کسی سعی نمی کند به سوال پاسخ دهد بلکه سعی می کند از پاسخ بگریزند . و چه بسیار تاسف انگیز که گاهی این گریز از پاسخ به تهمتِ « بی دینی» و «غرب زدگی» طرف مقابل هم منجر می شود، آسان ترین و وحشت ناکترین گریز . نمونه آشکارش همین قصه ی دور و دراز احوال شخصیه بود که هنوز بر هوا مانده است .

افغان لاگر گفت...

سلام
یک نکته جالب این است که مردانی را که علیه ظلم و رشوت ستانی محکه جنجال یا اعتراض یا هر حرکت دیگری انجام داده اند به همان محکه سپرده اند تا برایشان حکم صادر کند
به این می گویند عدالت از نوع افغانی
پاینده باشید

کاکه تیغون گفت...

سلام
هوشیارانه استدلال فرموده بودید.