۱۳۹۱ اسفند ۱۷, پنجشنبه

زنان سرزمین من 5. سلما

کوچک اندام ولی قوی است. در ورزش های رزمی آموزش دیده است. کاراته. فکر می کنم کشتی. 
نترس و سرسخت است. بارها شب دیر هنگام، تنها به خانه برگشته است.  بارها، مردان مزاحم را ترسانده و یا با آنها جنگیده است. 
خیاطی می کند. دیزاین می کند. درس میخواند. کار می کند. خانواده اش را حمایت می کند. در یکی از گروه های زنان داوطلب است. از زنان دیگر دفاع می کند، در کوچه، در صنف، در محل کار، در خانه. 
از عده محدود دخترانی است که راه و رسم کوچه را نیز بلد است. زبان کوچه را بلد است و میتواند در زورآزمایی های کوچه، جای خود را تثبیت کند. 
از کودکی، در متن زنده گی مردانه قدم زده است. همدوش با برادرانش بازی کرده، جنگیده و بزرگ شده است. بر زبان و اصطلاحات مردانه حاکم است. ولی بر عکس بعضی دیگر از دخترانی که چنین بار می آیند، از زن بودنش نمی گریزد و سرسختانه، به عنوان یک زن برای حقوق خودش و زنان دیگر می جنگد. 
سلما، یک نماد است. نمادی از تن ندادن به نقش های کلیشه ای زن و مرد در این سرزمین. نمادی از فراتر رفتن از قالب های جنسیتی. نمادی از نترسی و قوت.

هیچ نظری موجود نیست: