کتابش روی میزم است. زنده گی نامه ویرجینا ولف. این یکی از چندین اثر تاثیر گذار و شناخته شده اش است. بر علاوه این که اکادمیک ونویسنده برجسته ای است، رئیس یکی از 38 کالج آکسفورد است و یکی از معدود روسای زن در تاریخ کالج های این دانشگاه. در دانشکده ادبیات انگلیسی استاد است و عضو چندین کمیته مهم ادبی بوده و منتقد ادبی است.
من اما تا همین روزها فقط میدانستم رئیس یک کالج است. در سال اولم در اینجا، یک روز در وقت نان چاشت کنارش نشسته بودم. با هم حرف زدیم. معلوم شد در مورد گذشته ام می داند و تحصیلاتم. در مورد تجربه دانشجو بودن در امریکا برایش می گفتم و پیشنهاد کردم مراسمی برای دانشجویان بین المللی داشته باشیم. چند روز بعد برایم نوشت. اینطور شد که با سرپرستی او و همکاری چند نفر از دوستانم، محفل قصه های زنده گی را برگزار کردیم که بسیار خوب استقبال شد و حالا به عنعنه ای در کالج مبدل شده و قرار است هر سال برگزار شود. همکاری برای برگزاری آن رویداد، اغاز اشنایی صمیمانه تر ما بود.
پروفیسور لی، یا آنطور که ما می گویم، پرزیدنت، شخصیت بسیار نیرومندی دارد و هر چند بسیار به دقت به شما گوش میدهد، معمولا آنچه را که خودش می خواهد، عملی می کند. در دیدارهای نخست ما این شخصیت نیرومندش مرا می ترساند و کمی از او دور می کرد. آهسته آهسته، او نه تنها به یک الگو، بلکه به یک مشاور دلسوز مبدل شد که هم جزئیات کار تحقیقی ام را میداند و هم برنامه های ام را بعد از دانشگاه.
یک اکادمیک واقعی است، با هوشی برنده و فصاحتی مجذوب کردنی. متفکر و هنرمند است. عمیق می اندیشد و بعد با زیبایی و حوصله، افکارش را با کلمات مناسب و با دقت انتخاب شده می گوید/می نویسد. هم متفکر است و هم اهل عمل. هم نویسنده بسیار توانایی است و هم سخنرانی قوی و روشن بیان. بر علاوه، بر عکس اکثر اکادمیک ها/نویسنده ها که غرق تفکرات خود هستند، میزبان و مجلس آرای فوق العاده ای هم است. او تجسم یک ترکیب ناممکن است.. چند بعدی، ممتاز و کم نظیر.
در کنار همه اینها، آنچه او را در مسئولیت بزرگش که رهبری یک کالج آکسفورد است، یاری می رساند، علاقه صمیمانه اش به زنده گی، افکار و کارهای انسان های اطرافش است. فروتنی عمیق و کنجکاوی صمیمانه اش را میتوان به آسانی دید. در زنده گی کالج سهم می گیرد، دانشجویان را به نام می شناسد و تلاش می کند همه تجربه دلپذیری در کالج داشته باشند.
او یکی از کسانی است که از زنده گی خصوصی اش هیچ چیزی نمیدانم. از علاقه ها و تفریحات شخصی اش هم. تصوری از گذشته اش ندارم. خانواده اش را نمی شناسم و نمیدانم چه تصامیمی در زنده گی او را به اینجا رسانده است. اما بر اساس آنچه در زنده گی عمومی اش می بینم، سخت دوستش دارم و سخت ستایشش می کنم.
اگر حق انتخاب دیگری در کنار این زنده گی ام میداشتم و اگر مطمئن بودم از توان و حوصله او برای تحقیق بهره مندم، دوست داشتم مثل او زنده گی کنم.
در این یک و نیم سال اخیر، پرزیدنت لی، یکی از زنان تاثیر گذار زنده گی ام بوده است.
۴ نظر:
زندگی پر از میمنت برایت می خواهم. خیلی خوب است که کسی بتواند از تجربیات و توانایی های اشخصاص بزرگ استفاده نماید. در ضمن روز جهانی زن را برای تمام کسانی که انسانی می اندیشند تبریگ می گویم. بدرود
شهرزاد عزیز
زنان زندگی ات را میخوانم و خوشحالم که در مورد هر یک از انها چنان دقیق بوده ای که امروز می توانی این دقت را به نگارش در آوری. در مورد مادرت نوشتی و من دلتنگ مادرشدم. کاش میشد باور کنم که واقعا روزی به نام روز زن وجود دارد. آن گاه برایم شایدخیلی چیزها ملموس تر میشد.
موفق باشی و استوار و پیروز در کنار و در یاد تمام زنان زندگی ات.
اینجادر تهران بیشتر وبلاگ ها فیلتر شده اند.
عالی عالی...نکته بینانه و دقیق و شیوا نگاشتی. همه زنان زندگی ات را. من هم به زنان زندگی ام فکر می کنم اما نمی توانم مثل تو دقیق راجع بهشان بنویسم. تو بخش مهمی از کار "به مانند آنها شدن" را انجام داده ای. تو خوب درکشان کرده ای. خوش به حالت.
( ببخش که تو خطابت می کنم. نمی دانم چرا انقدر با نوشته هایت احساس نزدیکی و صمیمت می کنم.)
امیدوارم که روزی نه چندان دور، دختر دیگری از تو بنویسد و بگوید که زنی بوده ای که زندگی اش را ساخته ای.
موفق باشی.
دوستان عزیز سلام..
مشرقی گرامی، تشکر. به خودت هم تبریک. امیدوارم هر سال، در این روز، دست آوردهای بیشتری را برای زنان افغان و زنان جهان تجلیل کنیم.
صحرای گرامی، تشکر که پراگنده های مرا میخوانید. من هم همیشه به وبلاگ تان سر می زنم. مطمئن نبودم بتوانم از زنان زنده گی ام بنویسم و خوب بنویسم.. اما حالا خوشحالم که این کار را کرده ام... حس تان در مورد روز زن را درک می کنم.. جنجالی است.. من هم حس آمیخته ای دارم.. اما اگر بهانه ای برای توجه بیشتر به زنان است، من حس می کنم که میشود از آن استفاده کرد.
مهسای عزیز، تشکر که میخوانی گلم. مطمئنم که خودت زن زنده گی خیلی ها هستی..
ارسال یک نظر