۱۳۸۹ خرداد ۲۲, شنبه

صبور و فروتن

گاهی نمی فهمی. هر چه با خود فکر کنی نمی فهمی واکنش هایت را ، دلبستگی های احمقانه ات را، دلیل دلتنگی ات را، یا بی میلی ات را، یا دیوانه گی ات را..  یا در فهم یک پدیده در می مانی، یک چرخش در وضعیت سیاسی گیجت می کند و یا یک پدیده فرهنگی، اجتماعی را نمیتوانی درک کنی.. هر چه توجیه می کنی، تحلیل می کنی، ربط می دهی، بررسی می کنی،  میخوانی، با دوستانت حرف می زنی.. هر کار می کنی نمیشود
و بعد همین که خسته شدی و صبور... همین که تسلیم شدی که خیلی چیزها همیشه مرموز باقی خواهند ماند، ناگهان در میانه یک گفتگو، یا یک  شام که خسته در برابر آیینه ایستاده و  مویت را باز می کنی، همه چیز روشن میشود..
و گاهی، نمیشود..
و تو باید فقط فروتن باشی... و بدانی که خیلی چیزها را هرگز نخواهی فهمید.. که خودت هم برای خود مرموزی. چه برسد به ادعای تحلیل اطرافیانت و بعد جامعه و ملت و.... بعضی پدیده ها را نمیشود توضیح داد. 

بعد باید توانایی پذیرفتن این نادانی را داشته باشی.. و با آن کنار بیایی.. فروتن باشی و صبور. 
در جهان نا شکیبا، فزون خواه و متکبر اطرافت این پذیرش به آسانی به دست نمی آید..  اما بدون این فروتنی و صبر، بسیار و بیهوده خودت را خواهی فرسود... 

همین. 

۳ نظر:

صحرا کریمی گفت...

سلام شهرزاد جان
مدتی بود که به شما سر نزده بودم و این اواخر فرصت شد که مطالب اخیرتان را بخوانم. گاهی اوقات خیلی خوب هستند و گاهی اوقات یک فضایی را به وجود می آوری که نمی دانم، اما حس می کنم که این فضا و ان نوع نوشتن به نوع تفکرت نمی خورد. اما این فقط یک برداشت هست و ممکن است که اصلا صحت نداشته باشد. اما این مطلبت جالب و عمیق بود. موفق باشی و پیروز.

Shaharzad گفت...

صحرای عزیز
بسیار ممنونم که نوشته هایم را میخوانید و نظر می دهید. در مورد فضای نوشته ها کاش میشد بیشتر برایم بگویید. اگر گاهی فرصتی شد به نوشته های مشخص اشاره کنید (بعد از این). کمکم خواهد کرد واقعی تر بنویسم شاید..

Esmael Darman گفت...

رسیدن به این نتیجه که نمی شود گره هر موضوع یا پدیده یا مساله را گشود، نشان از رفتن به یک پله ی بالاتر از تمرین فکر و اندیشه ورزیست. جهان مدرن استوار بر "امپریسیزم" تشویق مان می کند که راه حلهای قابل درک علمی را بیابیم. این البته خوب است، لیکن اگر انتظار مان در محدوده این رویکرد زیاد باشد، گاهی ناامید مان می کند، چون هنوز در ابتدای راه است. گاهی وقتها به گفته ی انگلیسی زبان ها خوب است که به این حرف توجه کنیم:
let it go