به خودت وقت بده، دختر. فرصت بده که نفس تازه کنی. وقت بگذار برای اشتباهات احمقانه، برای لغزش های روزهای نخست در جاده ای نو و ناهموار، برای سرگشتگی و گیچی، عدم تمرکز، دلتنگی...
بدیهی است که وقتی تازه به جایی می آیی، دلتنگ شوی. قوانین را نمی فهمی، کودهای رفتاری را، رمزها را، اشاره ها، راه های آسان و کوتاه را. بدیهی است که گیچ شوی، دلتنگ شوی، تمرکز نداشته باشی.
وقت می گیرد دوباره خود را منقبض کردن، دیده و دل خود را به یکسو هدایت کردن، نشستن، جمع کردن افکار پریشانت را که در گفتگو با ترس، امید، عشق و ده ها پدیده دیگر سرگردانند. وقت می گیرد عزیزم.
فکر می کنی از همیشه کندتر شده ای؟ فکر می کنی موفق نخواهی شد تمرکز کنی؟ به اطرافت نگاه کن، کسانی که از همسایگی این دانشگاه آمده اند، کسانی که همه تابستان امسال و سال گذشته و چند سال اخیر دغدغه ای به جز درس خواندن و نمره گرفتن نداشته اند، هنوز سرگردانند. حتی اگر کندتر شده ای هم، با خود صبور باش. بی قراری خشمگینت می کند و خشم، تو را می فرساید.
تو راه های دشوارتر را رفته ای. دردهای بزرگتر از دلتنگی را تجربه کرده ای. تو قبلا هم سرگشتگی داشته ای. به سه سال پیش فکر کن، اگر سه سال پیش اینجا می آمدی، به این اندازه راحت، مطمئن، با اعتماد به نفس، استوار و بر وضعیت مسلط می بودی؟ به خودت نگاه کن، به دوستانی که یافته ای، کارهای که در این ده-یازده روز انجام داده ای. بسیار است...
نمیگویم از خودت توقع نداشته باش، سخت گیر نباش، جدی نگیر. فقط به خودت فرصت بده، با خودت صبور باش، راحت تر نفس بکش، آرام تر قدم بزن، بیشتر ببین، بکن، بخند.
یک ماه بعد، چنان در این زنده گی غرق و متمرکز خواهی شد که این سرگشتگی حسرت بر انگیز شود.
به خودت اعتماد داشته باش. به خودت فرصت بده. با خود مهربان باش.
در سرگشتگی هایت در این مسیر تازه کنجکاوی، خلاقیت و مهربانی را همراهان خود برگزین.
و صبور باش، چون هر آنچه برای دیگران و خودت میخواهی، به مبارزه و صبر، صبر، صبر نیاز دارد.
بدیهی است که وقتی تازه به جایی می آیی، دلتنگ شوی. قوانین را نمی فهمی، کودهای رفتاری را، رمزها را، اشاره ها، راه های آسان و کوتاه را. بدیهی است که گیچ شوی، دلتنگ شوی، تمرکز نداشته باشی.
وقت می گیرد دوباره خود را منقبض کردن، دیده و دل خود را به یکسو هدایت کردن، نشستن، جمع کردن افکار پریشانت را که در گفتگو با ترس، امید، عشق و ده ها پدیده دیگر سرگردانند. وقت می گیرد عزیزم.
فکر می کنی از همیشه کندتر شده ای؟ فکر می کنی موفق نخواهی شد تمرکز کنی؟ به اطرافت نگاه کن، کسانی که از همسایگی این دانشگاه آمده اند، کسانی که همه تابستان امسال و سال گذشته و چند سال اخیر دغدغه ای به جز درس خواندن و نمره گرفتن نداشته اند، هنوز سرگردانند. حتی اگر کندتر شده ای هم، با خود صبور باش. بی قراری خشمگینت می کند و خشم، تو را می فرساید.
تو راه های دشوارتر را رفته ای. دردهای بزرگتر از دلتنگی را تجربه کرده ای. تو قبلا هم سرگشتگی داشته ای. به سه سال پیش فکر کن، اگر سه سال پیش اینجا می آمدی، به این اندازه راحت، مطمئن، با اعتماد به نفس، استوار و بر وضعیت مسلط می بودی؟ به خودت نگاه کن، به دوستانی که یافته ای، کارهای که در این ده-یازده روز انجام داده ای. بسیار است...
نمیگویم از خودت توقع نداشته باش، سخت گیر نباش، جدی نگیر. فقط به خودت فرصت بده، با خودت صبور باش، راحت تر نفس بکش، آرام تر قدم بزن، بیشتر ببین، بکن، بخند.
یک ماه بعد، چنان در این زنده گی غرق و متمرکز خواهی شد که این سرگشتگی حسرت بر انگیز شود.
به خودت اعتماد داشته باش. به خودت فرصت بده. با خود مهربان باش.
در سرگشتگی هایت در این مسیر تازه کنجکاوی، خلاقیت و مهربانی را همراهان خود برگزین.
و صبور باش، چون هر آنچه برای دیگران و خودت میخواهی، به مبارزه و صبر، صبر، صبر نیاز دارد.
۳ نظر:
salam shaharzad. khili khob minevisi va baz por kar shodi. tabrik. mohafagh va khosh. benevid man hamishe miyam va mikhanam.
سلام شهرزاد !
خوبي؟
خوشحالم كه بار بار مي آيم و تازه مي خوانم.
راست ميگي دختر كمي به خودت هم وقت بده. تا اقلن سلامي هم به ما بدهي. هه هه . شوخي بود عزيز.
هميشه خوش باشي.
من به پخته گی تو حسادتم می شه.
وقتی به کله رفتن های سال های خامی و جاهلی یادم می آید . می سوزم.
ارسال یک نظر