نوشته از: اسماعيل اكبر
از اعلام پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ایران و جنبش های اعتراضی مردم علیه آن بيشتر از یک ماه گذشت. طی این ماه در مقیاس ملی و بین المللی صف جنبش و حامیان بین المللی آن رو به گسترش داشته و اتحاد طرفداران رژیم ولایت فقیه طور مداوم رو به اختلاف و ریزش بوده است. مجامع جهانی دفاع از حقوق بشر و آزادی بیان، روزنامه نگاران بدون سرحد و سازمان عفو بین الملل در عین پشتیبانی از جنبش آزادیخواهی مردم و محکوم نمودن اقدامات سرکوبگرانه رژیم در تدارک ایجاد جنبش جهانی متحد در همبستگی با مردم ایران اند. ایرانیان خارج از کشور نه تنها با گذشت زمان سرد و خسته نشده اند بلکه ابتکارات شان رو به شگوفائی بیشتر داشته است. تنها سرود هایی که در دفاع از این جنبش ایجاد شده میتواند دلیل بر بینظیر بودن آن باشد. هنرمندان دارای وجاهت برجسته جهانی در امریکا، انگلستان، آلمان، هسپانیه و... در جلب حمایت مردمان جهان با مردم ایران نقش شگفت انگیز بازی کرده اند. قرار سه روز اعتصاب غذائی که به ابتکار اکبر گنجی، روشنفکر معترض، اعلام گردیده و هواخواهی هنرمندان با نام و نشان ایران را جلب کرده است امروز در مقابل دفتر ملل متحد آغاز می گردد. نوام چامسکی، فیلسوف، زبان شناس، روزنامه نگار و مبارز برجسته قرن که از پشتیبانان رژیم ایران تحت عنوان مبارزه ضد امپریالیزم بود حمایت خود را از جنبش اعلام کرده است. به جز گروه کوچکی از به اصطلاح کمونیست های چپ همه روشنفکران ایران به شمول هنرمندان از هنرمندان به صف این جنبش پیوسته اند. استدلال دگم این گروه چپ این است که این جنبش از طرف بورژوازی رهبری می شود و جنجال و اختلاف سلیقه ای برای چانه زدن بر سر تقسیم مناصب و چوکی ها بیش نیست. اینان با توجه به ظاهر که انگیزه جنبش اعتراض بر سر تقلب انتخاباتی بوده و با چشم بستن بر واقعیت ها آنرا به جنجال میان کاندید ها کاهش می دهند، غافل ازینکه انگیزه با علت فرق دارد و حتی ممکن است بر سر آن سرپوش بگذارد.
اینکه مردم تقلب در انتخابات را بهانه قرار داده اند دقیقا ناشی از تجربه آنها در شناخت ماهیت سبعانه و وحشی گروه حاکم است. این تاکتیک بدون آنکه از اهمیت و گستردگی عمیقا آزادخواهانه و دموکراتیک جنبش بکاهند با درز انداختن میان حاکمیت دندان های درندگی و خون آشامی رژیم را کند می کند. یک نظر سرسری بر مطبوعات به اصطلاح دنیای مجازی این جنبش نشان می دهد که این قیام نه تنها از لحاظ رهبری ضعیف نیست بلکه از این منظر نیز یک جنبش بی نظیر و بی سابقه است و هزاران رهبر آگاه جلو آنرا به دست دارند و تمکین آنها در برابر گروه واقعبین حاکمیت یک تاکتیک بی بدیل انسان دوستانه برای کاهش فجایع و کاستن از تلفات در جنبش است. عده ای از روشنفکران به اصطلاح سیکولار که بر شعار های مذهبی مانند "الله اکبر" این جنبش انتقاد می کنند و خواهان آنند که علنا شعار های "جدایی سیاست از مذهب" برافراشته شود نشان میدهند که بسیار عقب مانده اند و حتی از نظر علمی و جامعه شناسی مردم ایران را نشناخته اند و نمی دانند که شعار جدایی دین از سیاست مربوط به دوره رنسانس کشور های مسیحی است و در جوامع اسلامی به کرات باعث تجرید روشنفکران از مردم و ضعف رهبری گردیده است. واینکه مردم نمی توانند کلتور تاریخی خود را طی یکی دو روز یا دو سه ماه تعویض نمایند. حتی داکتر سروش که بر نظریه دور انداختن فقاهت جسپیده است متوجه تجردیدی بودن نظریه خود نشده و از جنبش مردم عقب مانده است. ما در این جنبش دقیقا با غلبه نظر فقیهان که طرفدار در نظرگیری مصالح مردم و نظر مردم در ایجاد حاکمیت است مواجه می باشیم که در عین همنوایی با تمایلات جمع راه پیشرفت را نشان می دهد و میان مردم و رهبری پیوند های استوار برقرار می کند.
چیزی که باید دقیقا به آن توجه شود و در تبلیغات موجود تقریبا مسکوت مانده است درنظر داشت مخاطره ایست که آسان انگاری پیروزی بر جنبش تحمیل می کند. نباید در دام ساده اندیشی افتاد و پیروزی را آسان تلقی کرد. روشی که حاکمیت کنونی ایران در پیش گرفته یکی از روش های جهانیست که با جهانی شدن همه افکار و حرکت ها پدید آمده، رشد کرده و استحکام یافته است. آنان که آگاهانه امور را تعقیب می کنند می دانند که در غرب در پشت سر سیاست های محافظه کارانه و خشونت طلب افکار فاشیستی و دیکتاتورانه نهفته است. آنها در روزنامه ها، کتاب ها، فلم ها، و آثار ادبی خود پیوسته با استناد به اندیشه های مبهم فیلسوفان امثال نیچه، هایدگر و فوکو تلقین می نمایند که دموکراسی سیاست عقب مانده ای بیش نیست و طرفداران حکومت های تابع آرای مردم سیاست مداران عوام زده ای اند که واقعیت پیچیده دنیای موجود را یا در نیافته اند یا مسکوت گذاشته اند و دنیا را تکنوکرات های آگاهی که تحت رهبری ابرمردند می توانند از معضلات کنونی نجات دهند و چنان حکومتی وقتی پیش می رود که خرمگس های منتقد و معترض مزاحم کار شان نشوند. دامن زدن آنها به جنگ و خشونت و مبالغه درباره خطر تروریزم و افراطیت وسایلی برای الغای تدریجی آزادی های مردم و حرکت به طرف دیکتاتوری و فاشیزم در دست آنهاست. دار و دسته احمدی نژاد نیز آنطوری که تبلیغ می شود عده ای عناصر عقب مانده و ساده لوح نیستند. البته تعداد زیادی به اصطلاح روشنفکران آشفته اندیش که از افکار مبهم خوش شان می آید و دانسته و ندانسته عقاید انتظار و ظهور را به افکار نیچه و هایدگر و فوکو ربط می دهند در ایران کم نیستند. طرفداران احمدی نژاد معتقدند که پیشرفت سریع فقط با تسلط عناصر معتقد و آگاه بر اقتصاد، اداره و سیاست ممکن می گردد. آنها در چهار سال حکومت احمدی نژاد پیشرفت گسترده ای نموده و بر شئون اقتصادی، کلتوری، سیاسی و من جمله نیرو های انتظامی و اطلاعات سلطه وسیعی یافته اند. کارشناسان اقتصادی که اوضاع را دقیقتر تعقیب می کنند گزارش می دهند که آنها تقریبا انحصار تجارت با کشور های مانند چین را در اختیار دارند، در عرصه های پیشرفته تکنالوژی تا سرحد بیوتکنالوژی و نانو دسترسی یافته اند. آنها بیشتر از صد ها قرارداد پر منفعت در عرصه های مختلف اقتصاد و صنعت به دست آورده اند که از نظارت دولت فارغ است و به مجلس گزارش نمی شود. دوازده میلیارد دالر تنها از منبع تجارت بدون محصول یا درست تر قاچاق از چین، ترکیه و روسیه نصیب آنها شده است. آنها شبکه گسترده ای در عرصه آموزش و علوم ایجاد نموده و جوانان را مغزشویی می کنند و به اصطلاح آنان را به ایثار گران و سپاه امام زمان تبدیل می نمایند که مخالفین در نظر شان لشکر دجال است و قتل و کشتار آنها اجر بهشت را در پی دارد. قسمت عمده سپاه و تقریبا تمام بسیج پایگاه اجتماعی انحصاری آنان است و با سیاست های عوام فریبانه اقتصادی در میان اقشار عقب مانده، خرافی و در عین حال بیکار و محروم جامعه برای خود لشکر ذخیره آماده می سازند. آنها استراتیژی خود را نه تنها منحصر به ایران نمی دانند بلکه امپراتوری سری وسیعی از لبنان تا مناطق مرکزی افغانستان را تحت عناوین سپاه قدس، سپاه محمد و حزب الله حمایت و تغدیه می نمایند. البته ایدیولوژی این گروه که اصول گرائی نام گرفته است مانند همه ایدیولوژی ها با واقعیت متغیر و رشد یابنده در تضاد واقع می گردد مثل همین حالا که احمدی نژاد در انتخاب اعضای کابینه خود با روحانیون درگیر شده است. عمل گرایی خواه مخواه با اصول مغایر واقع می شود. احمدی نژاد نیز می خواهد که روحانیون اصولگرا فقط با وجاهت بخشیدن در مابین اقشار عقب مانده مذهبی به او کمک کنند و مزاحم کارهای عملی اش نشوند.
چنین حرکتی در جوامع اهل سنت در میان نسل جوان سلفی نیز رو به گسترش است که خواهان به مهار در آوردن نتایج علوم و تکنالوژی و طرد نتایج جهان بینی، فلسفی و حقوقی آن می باشند. آنان نه تنها احیا و ایجاد امپراتوری بزرگ اسلامی را بعید نمی دانند بلکه منظره پیروزی اسلام در سراسر جهان را ترسیم می کنند. حلقات آگاه رهبری این گرایش ها پیروان خود را متعبد، معتقد و عاری از وسوسه سوال بار می آورند. در اوضاعی که علایم بسیار فریبنده پاشیدگی و زوال غرب جاذبه آنها را در میان طرفداران شان بیشتر میسازد، این افراطیون شرق و غرب پیروزی های یک دیگر خود را استقبال می نمایند. افراطیون در غرب و اسرائیل برای پیش برد مقاصد خود پیروزی چنین گروه هایی را در کشور های اسلامی جشن می گیرند. شائبه ای که خامنه ای و احمدی نژاد با چراغ سبز و دلگرمی دولت امریکا چنین فارغ بال به سرکوب مردم پرداخته اند کاملا واهی نیست. هنوز در وزارت خارجه امریکا، پنتاگون و سیا گروه هایی که فضای متشنج بین المللی را برای پیش برد استراتیژی های خود دلچسپ می دانند نفوذ دارند. آنها در روز های اول اعلام پیروزی احمدی نژاد اوباما و طرفدارانش را سخت تحت فشار قرار دادند و افراطیون اسرائیل نیز در حقیقت طبل شادیانه نواختند و اقدامات بیشتر تجاوزکارانه را در سرزمین های اشغالی روی دست گرفتند. احتمال ارتباطات سری میان این گروه های معتقد به توطئه بعید نیست. همچنانکه انتخاب اسفندیاررحيم مشائي، ظاهرا دوست مردم اسرائیل، را بعضی ناظرین کلمه رمزی و اسم شب بهبودی ارتباط میان ایران از یکسو و امریکا و اسرائیل از جانب دیگر دانسته اند. اما خوشبختانه عکس العمل جوامع غربی در دفاع از آزادی و دموکراسی چنان گسترده بود که نیات این گروه ها را در نطفه به عقب راند.
این که مبارزین آزادی خواه ایران اینقدر در شعار ها محافظه کارند و حتی خواست دستگیری و محاکمه طراحان و عاملان قتل های زنجیره ای و فجایع بی شمار دوران حکومت اسلامی را مطرح نمی کنند از وقوف و آگاهی عمیق شان بر امکانات سرکوب کننده رژیم متکی است و اینکه این خواست این گروه ها را از تردید در سرکوب خونین مردم رها می کند.
به هر حال، اگر چه پیروزی آسان نخواهد بود اما روحیه فداکارانه آزادی خواهان و شعار های دقیق رهبری کنندگان دلگرمی می دهد که این مبارزات گام به گام دشمن را تجرید می کند و مبارزات به سوی پیروزی گام بر می دارد. جنبشی که از لحاظ اهداف، روش، و شعار ها دیگر شباهتی به جنبش های گذشته که از نظر انسان گرائی محدودیت هایی داشتند و خواه مخواه اهداف و منافع بخشی از جامعه را در نظر می گرفتند ندارد و ماهیت آن عمیقا انسانی و بازتاب دهنده عصر جدیدی از مبارزات بشریت ترقی خواه، عدالت طلب، و آزادی دوست است و نتایج آن نه تنها محدود به ایران نخواهد بود بلکه اهمیت بزرگ منطقه ای و جهانی خواهد داشت. ما با آنکه به قصور خود در حمایت ازین جنبش اعتراف می نمائیم و خود سرگردانی های عظمیمی داریم بهر حال باید از این جنبش بزرگ با تمام توان و با استفاده از همه امکانات پشتیبانی نمائیم.
اینکه مردم تقلب در انتخابات را بهانه قرار داده اند دقیقا ناشی از تجربه آنها در شناخت ماهیت سبعانه و وحشی گروه حاکم است. این تاکتیک بدون آنکه از اهمیت و گستردگی عمیقا آزادخواهانه و دموکراتیک جنبش بکاهند با درز انداختن میان حاکمیت دندان های درندگی و خون آشامی رژیم را کند می کند. یک نظر سرسری بر مطبوعات به اصطلاح دنیای مجازی این جنبش نشان می دهد که این قیام نه تنها از لحاظ رهبری ضعیف نیست بلکه از این منظر نیز یک جنبش بی نظیر و بی سابقه است و هزاران رهبر آگاه جلو آنرا به دست دارند و تمکین آنها در برابر گروه واقعبین حاکمیت یک تاکتیک بی بدیل انسان دوستانه برای کاهش فجایع و کاستن از تلفات در جنبش است. عده ای از روشنفکران به اصطلاح سیکولار که بر شعار های مذهبی مانند "الله اکبر" این جنبش انتقاد می کنند و خواهان آنند که علنا شعار های "جدایی سیاست از مذهب" برافراشته شود نشان میدهند که بسیار عقب مانده اند و حتی از نظر علمی و جامعه شناسی مردم ایران را نشناخته اند و نمی دانند که شعار جدایی دین از سیاست مربوط به دوره رنسانس کشور های مسیحی است و در جوامع اسلامی به کرات باعث تجرید روشنفکران از مردم و ضعف رهبری گردیده است. واینکه مردم نمی توانند کلتور تاریخی خود را طی یکی دو روز یا دو سه ماه تعویض نمایند. حتی داکتر سروش که بر نظریه دور انداختن فقاهت جسپیده است متوجه تجردیدی بودن نظریه خود نشده و از جنبش مردم عقب مانده است. ما در این جنبش دقیقا با غلبه نظر فقیهان که طرفدار در نظرگیری مصالح مردم و نظر مردم در ایجاد حاکمیت است مواجه می باشیم که در عین همنوایی با تمایلات جمع راه پیشرفت را نشان می دهد و میان مردم و رهبری پیوند های استوار برقرار می کند.
چیزی که باید دقیقا به آن توجه شود و در تبلیغات موجود تقریبا مسکوت مانده است درنظر داشت مخاطره ایست که آسان انگاری پیروزی بر جنبش تحمیل می کند. نباید در دام ساده اندیشی افتاد و پیروزی را آسان تلقی کرد. روشی که حاکمیت کنونی ایران در پیش گرفته یکی از روش های جهانیست که با جهانی شدن همه افکار و حرکت ها پدید آمده، رشد کرده و استحکام یافته است. آنان که آگاهانه امور را تعقیب می کنند می دانند که در غرب در پشت سر سیاست های محافظه کارانه و خشونت طلب افکار فاشیستی و دیکتاتورانه نهفته است. آنها در روزنامه ها، کتاب ها، فلم ها، و آثار ادبی خود پیوسته با استناد به اندیشه های مبهم فیلسوفان امثال نیچه، هایدگر و فوکو تلقین می نمایند که دموکراسی سیاست عقب مانده ای بیش نیست و طرفداران حکومت های تابع آرای مردم سیاست مداران عوام زده ای اند که واقعیت پیچیده دنیای موجود را یا در نیافته اند یا مسکوت گذاشته اند و دنیا را تکنوکرات های آگاهی که تحت رهبری ابرمردند می توانند از معضلات کنونی نجات دهند و چنان حکومتی وقتی پیش می رود که خرمگس های منتقد و معترض مزاحم کار شان نشوند. دامن زدن آنها به جنگ و خشونت و مبالغه درباره خطر تروریزم و افراطیت وسایلی برای الغای تدریجی آزادی های مردم و حرکت به طرف دیکتاتوری و فاشیزم در دست آنهاست. دار و دسته احمدی نژاد نیز آنطوری که تبلیغ می شود عده ای عناصر عقب مانده و ساده لوح نیستند. البته تعداد زیادی به اصطلاح روشنفکران آشفته اندیش که از افکار مبهم خوش شان می آید و دانسته و ندانسته عقاید انتظار و ظهور را به افکار نیچه و هایدگر و فوکو ربط می دهند در ایران کم نیستند. طرفداران احمدی نژاد معتقدند که پیشرفت سریع فقط با تسلط عناصر معتقد و آگاه بر اقتصاد، اداره و سیاست ممکن می گردد. آنها در چهار سال حکومت احمدی نژاد پیشرفت گسترده ای نموده و بر شئون اقتصادی، کلتوری، سیاسی و من جمله نیرو های انتظامی و اطلاعات سلطه وسیعی یافته اند. کارشناسان اقتصادی که اوضاع را دقیقتر تعقیب می کنند گزارش می دهند که آنها تقریبا انحصار تجارت با کشور های مانند چین را در اختیار دارند، در عرصه های پیشرفته تکنالوژی تا سرحد بیوتکنالوژی و نانو دسترسی یافته اند. آنها بیشتر از صد ها قرارداد پر منفعت در عرصه های مختلف اقتصاد و صنعت به دست آورده اند که از نظارت دولت فارغ است و به مجلس گزارش نمی شود. دوازده میلیارد دالر تنها از منبع تجارت بدون محصول یا درست تر قاچاق از چین، ترکیه و روسیه نصیب آنها شده است. آنها شبکه گسترده ای در عرصه آموزش و علوم ایجاد نموده و جوانان را مغزشویی می کنند و به اصطلاح آنان را به ایثار گران و سپاه امام زمان تبدیل می نمایند که مخالفین در نظر شان لشکر دجال است و قتل و کشتار آنها اجر بهشت را در پی دارد. قسمت عمده سپاه و تقریبا تمام بسیج پایگاه اجتماعی انحصاری آنان است و با سیاست های عوام فریبانه اقتصادی در میان اقشار عقب مانده، خرافی و در عین حال بیکار و محروم جامعه برای خود لشکر ذخیره آماده می سازند. آنها استراتیژی خود را نه تنها منحصر به ایران نمی دانند بلکه امپراتوری سری وسیعی از لبنان تا مناطق مرکزی افغانستان را تحت عناوین سپاه قدس، سپاه محمد و حزب الله حمایت و تغدیه می نمایند. البته ایدیولوژی این گروه که اصول گرائی نام گرفته است مانند همه ایدیولوژی ها با واقعیت متغیر و رشد یابنده در تضاد واقع می گردد مثل همین حالا که احمدی نژاد در انتخاب اعضای کابینه خود با روحانیون درگیر شده است. عمل گرایی خواه مخواه با اصول مغایر واقع می شود. احمدی نژاد نیز می خواهد که روحانیون اصولگرا فقط با وجاهت بخشیدن در مابین اقشار عقب مانده مذهبی به او کمک کنند و مزاحم کارهای عملی اش نشوند.
چنین حرکتی در جوامع اهل سنت در میان نسل جوان سلفی نیز رو به گسترش است که خواهان به مهار در آوردن نتایج علوم و تکنالوژی و طرد نتایج جهان بینی، فلسفی و حقوقی آن می باشند. آنان نه تنها احیا و ایجاد امپراتوری بزرگ اسلامی را بعید نمی دانند بلکه منظره پیروزی اسلام در سراسر جهان را ترسیم می کنند. حلقات آگاه رهبری این گرایش ها پیروان خود را متعبد، معتقد و عاری از وسوسه سوال بار می آورند. در اوضاعی که علایم بسیار فریبنده پاشیدگی و زوال غرب جاذبه آنها را در میان طرفداران شان بیشتر میسازد، این افراطیون شرق و غرب پیروزی های یک دیگر خود را استقبال می نمایند. افراطیون در غرب و اسرائیل برای پیش برد مقاصد خود پیروزی چنین گروه هایی را در کشور های اسلامی جشن می گیرند. شائبه ای که خامنه ای و احمدی نژاد با چراغ سبز و دلگرمی دولت امریکا چنین فارغ بال به سرکوب مردم پرداخته اند کاملا واهی نیست. هنوز در وزارت خارجه امریکا، پنتاگون و سیا گروه هایی که فضای متشنج بین المللی را برای پیش برد استراتیژی های خود دلچسپ می دانند نفوذ دارند. آنها در روز های اول اعلام پیروزی احمدی نژاد اوباما و طرفدارانش را سخت تحت فشار قرار دادند و افراطیون اسرائیل نیز در حقیقت طبل شادیانه نواختند و اقدامات بیشتر تجاوزکارانه را در سرزمین های اشغالی روی دست گرفتند. احتمال ارتباطات سری میان این گروه های معتقد به توطئه بعید نیست. همچنانکه انتخاب اسفندیاررحيم مشائي، ظاهرا دوست مردم اسرائیل، را بعضی ناظرین کلمه رمزی و اسم شب بهبودی ارتباط میان ایران از یکسو و امریکا و اسرائیل از جانب دیگر دانسته اند. اما خوشبختانه عکس العمل جوامع غربی در دفاع از آزادی و دموکراسی چنان گسترده بود که نیات این گروه ها را در نطفه به عقب راند.
این که مبارزین آزادی خواه ایران اینقدر در شعار ها محافظه کارند و حتی خواست دستگیری و محاکمه طراحان و عاملان قتل های زنجیره ای و فجایع بی شمار دوران حکومت اسلامی را مطرح نمی کنند از وقوف و آگاهی عمیق شان بر امکانات سرکوب کننده رژیم متکی است و اینکه این خواست این گروه ها را از تردید در سرکوب خونین مردم رها می کند.
به هر حال، اگر چه پیروزی آسان نخواهد بود اما روحیه فداکارانه آزادی خواهان و شعار های دقیق رهبری کنندگان دلگرمی می دهد که این مبارزات گام به گام دشمن را تجرید می کند و مبارزات به سوی پیروزی گام بر می دارد. جنبشی که از لحاظ اهداف، روش، و شعار ها دیگر شباهتی به جنبش های گذشته که از نظر انسان گرائی محدودیت هایی داشتند و خواه مخواه اهداف و منافع بخشی از جامعه را در نظر می گرفتند ندارد و ماهیت آن عمیقا انسانی و بازتاب دهنده عصر جدیدی از مبارزات بشریت ترقی خواه، عدالت طلب، و آزادی دوست است و نتایج آن نه تنها محدود به ایران نخواهد بود بلکه اهمیت بزرگ منطقه ای و جهانی خواهد داشت. ما با آنکه به قصور خود در حمایت ازین جنبش اعتراف می نمائیم و خود سرگردانی های عظمیمی داریم بهر حال باید از این جنبش بزرگ با تمام توان و با استفاده از همه امکانات پشتیبانی نمائیم.
۴ نظر:
شهرزاد گرامی سلام ! پدر خسته نباشند با این نوشته ی زیبا و دقیق . جنبش آزادی خواهی مردم ایران به نقطه ی حساس رسیده است . حمایت های مردمی در داخل ایران و سر تا سر جهان نشان می دهد که عرصه بر تمامیت خواهان هر روز تنگ تر می شود . با این حال هنوز راه درازی در پیش است . شاد باشید
سلام خواهرجانم!
نوشته ی بدر جان مثل همیشه بی نظیر بود. البته این بار بی نظیر تر. دستشلن را از راه دور می بوسم و امیدوارم باز استاد را به نوشتن تشویق کنید. فدای وجود نازنینش.... راستی آمدنتان بخیر چی شد؟
به قول آقای خامنه ای این مشکل خانوادگی است ونه به مردم ایران ونه به کشورهای دیگر ربطی ندارد وازما مشروعیت نمیخواهد حال که آقای موسوی سهمش کم شده است پا به عرصه گذاشت تا دوباره چپاول کند اینا همه ......
اتي متل توتوله ايران بانو چه جوره؟ هم غم داره هم غصه نفتشو خوردن درسته
گازشو بردن هندستون آشغال چيني بستون
اسمشو بذار واردات گور باباي صادرات
اتل متل حريره ايران دلش ميگيره
خسته شده حسابي از اسلام قلابي
اتل متل ستاره ايران هم بچه داره
اسمشو بذاريم ندا سهيل محمد سارا
ايران ابر بهاره يه دم داره ميباره / با گريه و با زاري ميگه ندا کجايي؟
سهيل من چرا مرد؟ آرزو هاشو باد برد
ساراي من انار داشت يه قلب پر از با هار داشت
محمدم رو کشتين تنش رو کجا گذشتين؟
اون که چشماش درشت بود دستاش هميشه مشت بود؟
اتل متل قاصدک دروغ و دوز و کلک
ايران داره ميميره سرما چرا نميره؟
يه ضحاک عصا به دست با مفت خور هاي سرمست
کرده تو شيشه خونش آتيش بيفته به جونش
با پنبه سر ميبرن هرکي باشه ميکشن
اتل متل آزادي ايران واسش خون دادي
بچه ها تو کي کشته آخر سر تو مشته
دستامون رو مشت کنيم ايران رو آزاد کنيم
تموم بشه اشگ و آه هر کي مرد
بسمه الله
اینو خودم کامل کردم توی انجمن شعرا میخونم ممنون از وبلاگت
ارسال یک نظر