۱۳۸۹ مهر ۷, چهارشنبه

باران..

آی کابل نشینان. از اطاق ها و دفاتر و پشت میزهای خود بیرون شوید که نخستین باران جدی خزانی به دیدار ما آمده است.. و بابه غرغری و الماسک و ابر هم صف کشیده اند تا شکوه نمایش کامل شود..
باور نمی کردم این باران اینگونه شوق بازیگوشی را دوباره در دل من تازه کند.. اینقدر خوشحالم کند..
معلوم است هنوز کاملا نفرسوده ام..
....
بشتابید که می ترسم باران زیاد مهمان ما نباشد و بوی کهنه گی ما دوباره بر بوی تازه گی خاک غلبه کند..

..


۶ نظر:

Ali Kazemi گفت...

هنوز کاملا نفرسوده ام...
این دلخوشی گاهی مهمان لحظات من هم است.

Ali Kazemi گفت...

راستی، خوش به حالت که از بوی گل لذت می بری... جای مه هم نفس بکش.

Hadis گفت...

سلام شهرزاد عزیز!
خوب لذت ببر از باران کابل که رونده ی شهر دیگه استی جانم...
وهان در بدخشان هم بران دومین بار بارانی زیبای خزانی بارید ..

موفق باشی همیشه

Noorjahan Akbar گفت...

همین حالا من هم از زیر باران باز گشتم. جایت خالی، شاهدخت مهربانم.
نورجهان

Noorjahan Akbar گفت...

همین حالا من هم از زیر باران باز گشتم. جایت خالی، شاهدخت مهربانم.
نورجهان

حنا گفت...

بوی خاک نمناک را با تمام وجود نفس بکش :)
باران مبارک