۱۳۸۷ دی ۲۹, یکشنبه

این روزهای تنبل آشفته گی..

این روزها، روزهای تنبلی هستند، روزهای کوتاه تنبل، شب های بلند گفتگو با دوستان... گفتگوهای ناتمام، گفتگوهای که گاهی فقط به یک حس درمانده گی عجیب می انجامند. به خشم می اندیشم، به نابرابری، و به فاصله میان آنچه که میخواهم بکنم و آنچه خواهم توانست...
این روزها، فکر می کنم تخیلم به خواب زمستانی رفته است.. این روزها، گاهی آشفته ام و گاهی سخت اندوهگین.. این روزها، غزه، تجاوز، اوباما، در ذهنم راه می روند، اما ذهنم از هر سو به بن بست می خورد، گویی بالهای تخیلم بسته است. این روزها، توان تصور دنیایی بهتر را ندارم. پر از پرسش میشوم اما پاسخی نیست، بعد ( اعتراف می کنم که) آگاهانه پرسش ها را عقب می رانم تا این چند روز فراغت، آشفته و درمانده نشوم. اما پرسش ها نمیروند و همه بدنم، روحم، بغضی می شود که سر ترکیدن ندارد. یک بغض سنگین که مرا بدخو کرده است.
این روزها بدخویم. این روزها را، میخواهم بگذرند. میخواهم دوباره چنان مشغول شوم که خودم را به خاطر نیاورم، پایان سال و دل کندن از دوستانم را به خاطر نیاورم، سرگشتگی خودم را به خاطر نیاورم.. و نپرسم که چرا، اینقدر گنگ شده ام؟ چرا نمیتوانم تحلیل کنم، بنویسم، فکر کنم، زنده باشم؟ از خودم نپرسم که بعد از این به کجا خواهم رفت و چرا؟ یعنی چرا امیدوارم زنده گی ام مفید خواهد بود؟ مفید یعنی چی؟
این روزها به این می اندیشم که کاش تخیلم از پرسش فراتر می رفت. کاش پیچیده گی اینقدر برایم عریان نبود. کاش نمیدانستم که مجازات از تعداد متجاوزین نمی کاهد.. کاش نمیتوانستم از خودم بپرسم که: اگر به دوست من تجاوز می کردند و حامله می شد، آیا کنارش می ایستادم؟ اگر به خودم، آیا دوستانم کنارم می ایستادند؟.. کاش پرسش ها، پرسش هایی که به من میگویند راه حل ساده ای نیست، بی پاسخ نمی ماندند. پرسش هایی که میگویند این تجاوز، این دوختن، تقاضای اینگونه مجازات ها، عمق درمانده گی مردم ما نشان میدهد..
پرسش ها به من می گویند که برای غزه چی کرده ام؟ برای غزه چی خواهم کرد؟ و در چگونه جهانی کمتر از این حادثه ها خواهیم داشت؟ از خودم می پرسم: اوباما؟ یعنی در این آشفتگی چی خواهد کرد؟
پرسش ها یم مرا فلج کرده اند. تخیلم...
به زودی دوباره به خود می آیم، میدانم. به زودی... به زودی.. زنده گی آشفته گی من را نمی داند، جهان منتظر بیداری من از رکود نمی ماند.. باید خودم دوباره با جهان همگام شوم.

هیچ نظری موجود نیست: