۱۳۹۰ تیر ۲۰, دوشنبه

کابل.. حافظ

برگشته ام. کابل نشینان، میخواهم ببینم تان. همین روزها یا زنگ می زنم، یا ایمیل، یا پشت دروازه تان می آیم

...

از بس که دست می گزم و آه می کشم. آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش
حافظ

۶ نظر:

ساربان گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
ساربان گفت...

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذر
بگذر ز عهد سست و سخن‌های سخت خویش
"حافظ، همون شعر"

rafiqpoor گفت...

با درود،
امیدوارم در کابل برایت خوش بگذرد...

صحرا کریمی گفت...

خانه ما که زنگ ندارد. چه کنیم...

Masuma Ibrahimi گفت...

یکی از این روزها مهمان من شو!

Shaharzad گفت...

دوستان گرامی تشکر.
صحرا جان، به زودی تماس می گیرم. زنگ را می یابم. :)
معصومه عزیز، این هفته سفر دارم، برگشتم به خانه فرهنگ خواهم آمد.

با مهر