دلم میشود جهان را در آغوش بگیرم و آنقدر مهر آلود و مستمر تکان بدهم تا همه دردهایش را در آغوشم به باد بسپارد.
کاش بدنم آنقدر بزرگ میبود که گاه گاهی میتوانستم روی زمین دراز بکشم و همه سطحش را از ویرانی- ماین- ضربه محافظت کنم.
کاش نورجهان اینجا میبود و من آنقدر میخنداندمش که روی زمین می لولید.
کاش رویا اینجا میبود و من در چایش عسل میریختم و موهایش را نوازش می کردم و برای کودک در راهش شعرهای کودکانه میخواندم.
کاش میتوانستم به همه آنهایی که دوست دارم دسته های گل سرخ تازه بفرستم به کابل- به امریکا- به لندن- به اطریش- به آقچه- به آلمان- به بلجیم- به سویدن- به پاکستان- به هند- به هلمند- به استرالیا-به کابل... و باز کابل که گیرنده بیشترین گل های من خواهد بود.
کاش میتوانستم کنار زبیده بنشینم و برایش شعر حافظ بخوانم حتی اگر او توجه نکند.
کاش میتوانستم شبانه به خانه همه دوستان ایرانی ام سر بزنم و پنهانی امید را به پنجره شان بیاویزم- لبخند را روی لبهایشان بکارم و پیروزی را برایشان پیش بینی کنم.
کاش پزشک میبودم و مداوا مداوا.. شفا میدادم. کاش ملا، کشیش، چشمه، چاه میبودم که مردم دردهایش را به من می گفتند.
کاش کنارم می نشستی و به من قصه می کردی.. گپ می زدی. اختلاط می کردی. اندوهت را بیرون می ریختی. آن چشم های زیبای سیاهت را- می گذاشتی تماشا کنم..
کاش میشد آن دخترک ترسیده در هلمند را در آغوش بگیرم. موهایش را چوتی کنم. برایش چوری بخرم. نان بپزم. با او گدی بازی کنم.
کاش میشد به همه پسرهای نوجوان تنها، نامه های عاشقانه صادق نوشت.
کاش میشد به همه دختران قشنگ بی خبر از زیبایی خود ایینه های جادویی هدیه داد.
کاش میشد ملکه ای مقتدر و جادوگر بود و همه سربازان را جادو کرد تا تفنگ ها را نفرین کنند، به دریا بریزند.
کاش میشد گاهی جهان را در آغوش گرفت. محکم. جهان را آرام کرد آهسته آهسته.
۵ نظر:
اگر جهان را نشد، می توانی یک نفر را در آغوش بگیری تا مثالی باشی برای مهرورزان. خیلی خوب می نویسی، نازم.
و چه زیبا نوشتی شهرزاد جان...چه راست گفتی کاش می شد جهان را در آغوش کشید و آرام آرام، آرامش کرد...
بوسه از ایران برای تو دختر مهربان:*
سلام شهرزاد
خیلی نوشته قشنگی است و رویاهای قشنگی هم داری. مخصوصا آن نامه به پسر تنهاو ...
سلام شهرزاد گرامی
کاش می شد به کرزی فهماند که از حرفهای مخرب دست بردارد. کاش می شد که بزرگان افغانستان به انسانیت بی اندیشد. کاش می شد در ارامش زندگی کرد. کاش می شد به هیچ چیزی وابسته نبود. کاش می شد هر کسی خودش را ساخت. ووو. خیلی عالی بود شهرزاد. قلم ات سبز و نویسا باد
سلام بر شهرزاد
یادداشتهایت زیباست
یک شاخه گل از ایران به خاطر این یادداشتهایت
ممنون
ارسال یک نظر