۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

....

اين وبلاگ براي مدتي بروز نخواهد شد. چون:
....
اين روزها، خالي ام.
....
فردا دهلي ميروم. يك هفته بعد (‌و شايد ديرتر)‌بر مي گردم. در اين مدت دسترسي ام به انترنيت محدود خواهد بود و خودم هم سرگردان.
........
حصاري از سكوت ساخته ام به دور خود... موقتا خوشم مي آيد از اين سكوت.
...

مهرباني با شما باد.

۴ نظر:

حسین عباسی گفت...

سلام دوست عزیز
مطالب شما را خواندم ، زیبا و صمیمانه هستند.
چنانچه وقت نمودید سری هم به این وبسایت بزنید
http://www.aftabm.ch/
خوشحال میشوم اگر ازنظرات شما مطلع شوم.
ضمنا ،لطفا قسمت اطلاعیه را مطالعه نمایید

Pezhman گفت...

سلام !!
خواندم ولذت بردم ....
راستی فرصت دلتنگیهایت را اینجا تجربه کن .....http://khakestarin.persianblog.ir/

ولي گفت...

سلام، شهرزاد!!

من فكر ميكنم در اين حصاري كه از سكوت ساخته اي بيشتر از اين در درونت غرق خواهي شد و شايد اين غرق شدن براي آنانيكه كه انسانشناسي خوانده اند ميتواند منبع خوبي براي مطالعه كردن باشد، چون به باور من انسانها احساسات مشابه اي را در درون تجربه ميكنند.

من چيزي از انسانشناسي نخوانده ام و راستش نگران ميشوم وقتي احساس ميكنم بيش از اندازه درونگرا شده ام، چون فكر ميكنم دارم تعادل ام را از دست ميدهم و اين فكر باعث ميشود موقتا به ظواهر اهميت بدهم. مثلا به سروصورتم برسم و مثل ديگران زياد به هرچيز نچسپم و فكر نكنم، اما اين كوشش زياد دوام نمياورد، هرچند معمولا تطاهر به برونگرايي ميكنم.


فكر ميكنم خودت بيشتر از من ميتواني ار سكوت لذت ببري. آيا گاهي هم كوشش كرده اي كه از سكوت لذت نبري ؟ نميدانم اين جاي مناسب براي اين بحث است يا نه

Shaharzad گفت...

ولي عزيز
درود بر تو. كجايي كه نيستي؟ اميدوارم خوب باشي. در وبلاگ هم نمينويسي.
من هعمولا بيرونگرايم ولي براي مدتي به سكوت پناه برده بودم، شايد به دليل خستگي از همه غوغاي سياسي و انتخاباتي و غيره.. حالا دوباره همان شهرزاد هميشگي شده ام و بلي، گاهي سكوت هم خسته كن ميشود.

آرام باشي
شهرزاد