۱۳۸۸ شهریور ۱, یکشنبه

بعد از انتخابات

رخوت عجيبي بدنم را فرا گرفته است، هر چند خيلي كار دارم. هر چند بايد همين لحظه به هزار چيز فكر كنم. هر چند بايد نگران باشم...
شايد خسته ام. شايد دويدن اين چند روز اخير مرا كمي نفس سوخته ساخته است... نه، اين نميتواند بهانه باشد. خيلي ها بسيار بيشتر كار كرده اند و هنوز تازه نفس.. شايد من ناتوان شده ام..

نميخواهم كار كنم. فكر كنم. ميخواهم راحت بخوابم. باد بيايد و پرده ها در گفتگو باشند. نزديك شام باشد و روياي من سرشار از شادي ....

نفسم مي گيرد. نفسم مي گيرد و رويم سرخ مي شود. ميدانم كه سرخ مي شود، حركت خون را زير نازكي پوستم حس مي كنم. براي خود معمايي شده ام. اين سرخ شدن ها براي چيست؟ اين تپش هاي محجوب ولي ناخوانده قلبم در مواقعي كه بايد كاملا آرام باشم.....

"از تهي سرشار، جويبار لحظه ها جاريست".

مغزم، خواب آلود است.

شهرزاد

۲ نظر:

nader گفت...

salam sharzad, midoni porkar bodane shoma hamishe baraye man jaye tahajob dashte , midonam ba vojode hameye inha zod bazam daghdagheye kar be soraghetan miyad. khob va khosh bashin . shar agar natonesti pune biyahi man shayd omadam pishe shoma dehli ziyad rahi nist. faghat shoma begin ki miyahin.

ناشناس گفت...

ما در عصری هستیم که برای زندگی به دو گونه رهبر نیاز داریم:
یکی رهبر برای نظام یا سیستم اداره کشور که همان حکومت است و انرا در زمان های سابق خلیفه میگفتند ولی امروز رییس جمهور. ولی در هردو زمان به یک شکل تعیین میشد-انتخابات. مادر انتخاب رییس جمهور باید دغدغه فضایل اخلاقی وی را نداشته باشیم. بل مناسبت او را برای سیاست بازی در جهت منافع مادی ملی خویش در نظر داشته باشیم.
اما دوم ما به رهنما یا پیشوا یا(با ادبیات صدر اسلام)امام هم نیاز داریم. امام کسی است که کشف میشود توسط هر فرد و مجذوبش میشود و عاشقش میشود و او برای وی یک نمونه زندگی کردن میشود، هرکاتش، عکس العمل هایش در برابر مسایل روزمره و ... برای او جذاب و گیرا به نظر میرسد. اما رییس جمهور را که رای میدهیم لازم نیست برای ما اینقدر دوست داشتنی باشد.
حرف این جاست که در سابق (بعد از پیامبر اسلام)این دو نقش را یکی پنداشتند: عده ای خلیفه را خیال کردند هم امام است و هم رییس جمهور و عده ای به امام بسنده کردند. اما جانشین پیامبر باید اصولا امام باشدو تشکیل حکومت به عنوان یک ابزار یا یک نظم و تشکیلاتی برای اداره مملکت فقط به دقت علمی نیاز دارد.
به نظر میاید در آنزمان نیاز به رییس جمهور کمتر بوده است تا به امام و پیامبر هم کسی را که شایستگی امام را داشته در یکی از گفتار های خود نشان داده است(بطور شفاهی چون این موضوع نیاز به سند و تحمیل نمودن بر مردم ندارد). ولی امروز حالت عکس آن است: نیاز به ریسس جمهور بیشتر از نیاز به امام است. اما آیا این درست است؟
ادرس آقای اکبر را برایم میتی؟